ناصر الدين شاه قاجار

112

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

سرد سالم خوبى دارد روز دوشنبه نهم امروز كوچ است و بنا بود بحسين‌آباد برويم بعد اردو را در ده بروچره كه نزديك بحسين‌آباد است زده‌اند صبح برخاسته آمديم بيرون سوار شديم جناب امين السّلطان دم در سراپرده حاضر بود و بحضور رسيد و در راه هم همه‌جا ملتزم ركاب بود افتاديم براهى كه ميرود براى توزه‌زن و رانديم آنراهى كه مهندس از شهر بروجرد تا بحسين‌آباد ساخته است سواى اين راه است كه از سراب ونّائى بارد و ميرود راه مستقيم كالسكه رو خوب همان راهى است كه مهندس ساخته است اين راه را هم اگرچه امير خان سردار داده است ساخته‌اند امّا در حقيقت بيراهه است و كالسكه به زحمت ميرود آمديم تا بده توزه‌زن و ديگر راه به سمت كرتيل نرفته برگشت به طرف دست راست و كرتيل در دست چپ مانده و راه رو بشمال غربى شد آمديم تا از ده قلعه طاهر هم كه دست راست بود گذشته رسيديم بده نبىآباد ملكى نظام العلماء عبد اللّه خان ساعد السّلطنه را كه از همدان آمده بود در آنجا ديده بحضور خواستيم آمد دم كالسكه بعضى فرمايشات فرموديم و بعد او را مرخّص كرديم رفت و رانديم از تپّه بالا آمده ديديم اردو و ده بردچره كه منزل است خيلى نزديك است گفتيم حالا كه منزل نزديك است بهتر آنست گردشى بكنيم سوار اسب شده يك تپّه طرف دست